نظام الدين شامى

46

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

شد تا نكبت‌زده و مقهور به شهر درآمدند و امير صاحب‌قران بازگرديده چند روزى در فرينكند و ساغزج آسايش فرمود درين اثنا استماع افتاد كه اولجايتو و پولاد بوغا لشكر كشيده مىآيند و ترماچوق را گرفته‌اند و كشته و طغايشاه گريخته خبر آورد امير صاحب‌قران را ازين معنى نايرهء غضب شعله زد و سوار شده با لشكر منصور در آب يام فرود آمدند و ارغونشاه برداليقى را بخبرگيرى فرستاده بود آمد و شخصى را گرفته آورد ازو پرسيدند زانو زده جواب داد كه اولجايتو و پولاد بوغا بتوم فرود آمده‌اند و امير حسين با قول لشكر بنخشب نزول كرده امير صاحب‌قران چون ديد كه لشكر بسيار شدند ولايت خود را تفرقه فرمود و از پايان سمرقند روان شد و امير حسين پيش ازين بامير موسى فرستاده بود كه سر راه ايشان بگيرد و امير موسى و اوج‌قرا بهادر و جمع لشكر ايشان دراچغ كوكلدر فرود آمده بودند لشكر منصور از اطراف تراخت كردند اوج‌قرا طاقت مقاومت نداشت بسمرقند گريخت و لشكرها پراگنده شد و امير صاحب‌قران از انجا شب در ميان كرده بساغرج رسيد و سحرگاه اسپانرا آسايش داده سوار شد و شبهنگام در قرچوق فرود آمد و در وقت صبح بموضع توابوينى رسيد و تا چاشتگاه توقّف نموده از انجا سوار شده شب در ميان كرده بكوكنك و يوزقوشون رسيد و شب آنجا نزول فرمود ذكر التجا كردن كيخسرو و بهرام بپادشاه توغلوق تيمور و لشكر آوردن و امّا قضيهء كيخسرو و بهرام آن بود كه ايشان بمغولستان رفته و كوچون تيمور و دور اول را سركرده هفت هزار مرد آورده بودند و در تاشكند فرود آمده امير صاحب‌قران عنان عزيمت هم بدان طرف بازگردانيد و مدّت يك ماه آنجا توقّف فرموده طويها كردند و بذوق و كامرانى گذرانيدند و چون يرليغ پادشاه نفاذ يافته بود كه لشكر و ايل ولايت پيش بهرام جمع شوند او به حكم يرليغ بر ولايت غالب شد و به نسبت با امير صاحب‌قران خدمتى كه لايق باشد بتقديم نرسانيد و آزوق و علفه نفرستاد بلكه مواضعى كه بخاصّهء شريفه تعلّق داشت تصرّف مىكرد و بعلّت آنكه مال به جهت پادشاه حاصل مىكنم تعلّل مىنمود و با آنكه ميان ايشان دوستى قديم و خويشى بود امير صاحب‌قران بواسطهء موافقت او دو نوبت با پادشاه و امرا ياغى شده و در معاونت او بغايت كوشيده بود آن حقوق